نحوه قیمت گذاری حامل های انرژی
حاملهای انرژی بهعنوان یکی از مهمترین نهادههای تولید، نقشی کلیدی در ساختار هزینه صنایع انرژیبر فولادی، ایفا میکنند. در اقتصاد ایران، به دلیل سهم بالای انرژی در فرآیند تولید فولاد و همچنین سیاستهای حمایتی و یارانهای دولت ، هرگونه تغییر در نحوه قیمتگذاری حاملهای انرژی پیامدهای گستردهای در زنجیره تولید، بازار فولاد دارد. حتی شاخصهای کلان اقتصادی دچار تغییرات بزرگی می کند.
با توسعه بورس انرژی ایران و شفافسازی قیمتی، رقابتی و کاهش یارانههای پنهان، قیمت حاملهای انرژی از یک متغیر ثابت و دستوری به یک عامل پویا و اثرگذار تبدیل شده است. این تحول، کارخانجات تولید کننده، فعالان بازار و مصرفکنندگان نهایی را با چالشها و هزینههای جدیدی مواجه کرده است.
در این مقاله نحوه قیمت گذاری حامل های انرژی در بورس انرژی و سازگارهای آن در تولید فولاد بررسی می گردد. و در نهایت تاثیر آن بر قیمت مقاطع فولادی، ساخت و ساز و قیمت نهایی مصرف کننده ارزیابی می شود.
بورس انرژی ایران و نقش آن در قیمتگذاری حاملهای انرژی
بورس انرژی ایران بعنوان یکی از ارکان های بازار سرمایه، با هدف شفافسازی معاملات حاملهای انرژی، ایجاد رقابت، کاهش رانت و کشف قیمت واقعی شکل گرفته است. در این بورس، حاملهایی مانند گاز طبیعی، برق، فرآوردههای نفتی و سوختهای صنعتی مورد معامله قرار میگیرند.
اهداف اصلی بورس انرژی
- شفافسازی قیمت انرژی
- حذف قیمتگذاری دستوری و چندنرخی
- افزایش کارایی تخصیص منابع
- کاهش یارانههای پنهان انرژی
- نزدیک شدن قیمت انرژی به سطوح منطقهای و جهانی
این اهداف اگرچه در بلندمدت به نفع اقتصاد کلان است، اما در کوتاهمدت فشار قابلتوجهی بر صنایع انرژیبرفولادی، وارد کند.
سازوکار قیمتگذاری حاملهای انرژی در بورس انرژی
قیمت حاملهای انرژی در بورس انرژی عمدتاً بر اساس عرضه و تقاضا، قیمتهای منطقهای و جهانی، هزینه تولید و سیاستهای تنظیمگری دولت تعیین میشود. برخلاف گذشته، قیمت انرژی بهصورت دستوری و یارانهای تعیین میشد، اکنون عوامل بازار نقش پررنگتری دارند.
عوامل مؤثر بر قیمت انرژی در بورس
- قیمتهای جهانی انرژی، نفت، گاز و برق منطقهای
- نرخ ارز و هزینه واردات، صادرات
- میزان عرضه داخلی و محدودیتهای فصلی
- سیاستهای دولت در کاهش یارانهها
- تقاضای صنایع بزرگ از جمله فولاد، سیمان و پتروشیمی
در نتیجه، قیمت حاملهای انرژی در بورس انرژی ماهیتی نوسانی و رو به افزایش پیدا کرده است؛ موضوعی که مستقیماً بر ساختار هزینه صنایع فولادی اثر میگذارد.
اهمیت حاملهای انرژی در صنعت فولاد
صنعت فولاد یکی از انرژیبرترین صنایع جهان محسوب میشود. در ایران، به دلیل استفاده گسترده از روش احیای مستقیم (DRI) و کورههای قوس الکتریکی، وابستگی فولادسازان به گاز طبیعی و برق بسیار بالاست.
سهم انرژی در بهای تمامشده فولاد
- گاز طبیعی: مورد استفاده در واحدهای احیای مستقیم
- برق: مصرف بالا در کورههای قوس الکتریکی و نورد
- سوختهای جانبی: در حملونقل و فرآیندهای کمکی
برآوردها نشان میدهد، که ۲۰ تا ۴۰ درصد بهای تمامشده فولاد بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به هزینه انرژی وابسته است. بنابراین، هرگونه افزایش قیمت حاملهای انرژی، مستقیماً سودآوری شرکتهای فولادی را تحت فشار قرار میدهد.
مقایسه با نرخهای جهانی و تضعیف رقابتپذیری فولاد ایران
ابعاد واقعی بحران زمانی روشنتر میشود. که نرخ گاز طبیعی معاملهشده در بورس انرژی با قیمتهای جهانی مقایسه شود. با احتساب نرخ ارز مبادلهای از ابتدای سال جاری تاکنون ) ۶۹ هزار و ۴۹۸ تومان( قیمت گاز در قالب گواهی صرفهجویی گاز اوج به حدود ۳۲ سنت به ازای هر مترمکعب میرسد. این سطح قیمتی، بهمراتب بالاتر از نرخ گاز تحویلی به صنایع در کشورهای رقیب ایران) قطر، روسیه، امارات متحده عربی، عمان، قزاقستان، عربستان سعودی و حتی ایالات متحده آمریکا (است؛ موضوعی که بهطور مستقیم مزیت نسبی صنعت فولاد ایران را از بین میبرد.
تأثیر افزایش قیمت حاملهای انرژی بر شرکتهای فولادی
افزایش قیمت انرژی در بورس انرژی پیامدهای متعددی برای شرکتهای فولادی دارد که میتوان آنها را در چند محور بررسی کرد:
۱. افزایش هزینه تولید
افزایش نرخ گاز و برق منجر به رشد هزینه تولید شمش، اسلب، بیلت و بلوم میشود. این موضوع حاشیه سود فولادسازان را کاهش داده و در برخی موارد تولید را غیراقتصادی میکند.
۲. کاهش رقابتپذیری صادراتی
در بازارهای جهانی، فولاد ایران با رقبایی مواجه است. که از انرژی ارزانتر یا بهرهوری بالاتری برخوردارند. افزایش هزینه انرژی، قیمت تمامشده فولاد صادراتی ایران را افزایش داده و قدرت رقابت را کاهش میدهد.
۳. فشار نقدینگی و سرمایهگذاری
افزایش هزینههای عملیاتی، منابع مالی شرکتها را محدود کرده و توان سرمایهگذاری در نوسازی تجهیزات و افزایش بهرهوری را کاهش میدهد.
انتقال افزایش هزینه انرژی به قیمت مقاطع فولادی
شرکتهای فولادی برای جبران افزایش هزینه انرژی، ناگزیر به انتقال بخشی از این هزینه به قیمت فروش محصولات هستند. این موضوع منجر به افزایش قیمت انواع مقاطع فولادی میشود:
- میلگرد
- تیرآهن
- نبشی و ناودانی
- ورق گرم و سرد
- پروفیلهای ساختمانی و صنعتی
افزایش قیمت مقاطع فولادی بهسرعت در بازار داخلی منعکس شده و زنجیره بعدی اقتصاد را تحت تأثیر قرار میدهد.
فروش اعتباری آهن
فشار افزایش قیمت فولاد بر ساختوساز صنعتی و ساختمانی
فولاد یکی از اصلیترین مصالح مورد استفاده در پروژههای ساختمانی و صنعتی است. افزایش قیمت مقاطع فولادی، مستقیماً هزینه ساخت را افزایش میدهد.
اثرات بر بخش ساختمان
- افزایش هزینه اسکلت فلزی
- رشد قیمت تمامشده مسکن
- کاهش قدرت خرید مصرفکنندگان
- رکود در پروژههای عمرانی و انبوهسازی
اثرات بر پروژههای صنعتی
- افزایش هزینه احداث کارخانهها و زیرساختها
- کاهش توجیه اقتصادی پروژههای جدید
- تأخیر در اجرای طرحهای توسعهای
در نتیجه، افزایش قیمت انرژی از مسیر فولاد، فشار مضاعفی بر بخش واقعی اقتصاد وارد میکند.
افزایش قیمت نهایی برای مصرفکننده صنعتی و ساختمانی
در نهایت، تمام این زنجیره هزینه به مصرفکننده نهایی منتقل میشود. چه مصرفکنندهای که قصد ساخت مسکن دارد و چه واحد صنعتی که به تجهیزات و سازههای فولادی وابسته اند، که با افزایش قیمت مواجه میشود.
این موضوع پیامدهایی زیر را به همراه دارد.
- افزایش تورم تولیدکننده و مصرفکننده
- کاهش تقاضای مؤثر در بازار مسکن و صنعت
- تشدید رکود تورمی در اقتصاد
مزایا و چالشهای واقعیسازی قیمت انرژی
مزایا
- افزایش بهرهوری انرژی در صنایع
- کاهش مصرف بیرویه
- شفافیت اقتصادی
- کاهش فشار بودجهای دولت
چالشها
- فشار بر صنایع انرژیبر
- افزایش قیمت کالاهای پایه
- تهدید اشتغال در صنایع بزرگ
- کاهش توان رقابتی صادرات
راهکارهای پیشنهادی برای کاهش اثرات منفی
برای مدیریت اثرات افزایش قیمت حاملهای انرژی، مجموعهای از سیاستها ضروری است:
- افزایش بهرهوری انرژی در فولادسازی
- سرمایهگذاری در فناوریهای کممصرف
- اعمال سیاستهای حمایتی هدفمند
- قراردادهای بلندمدت انرژی برای صنایع بزرگ
- توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در صنعت فولاد
تعطیلی معادن در اثر ناترازی انرژی در سال ۱۴۰۴
جمعبندی
افزایش قیمت حاملهای انرژی در بورس انرژی، اگرچه گامی در مسیر اصلاح ساختار اقتصادی و شفافسازی است، اما تأثیرات عمیق و زنجیرهای بر صنعت فولاد، بازار مقاطع فولادی، بخش ساختوساز و در نهایت مصرفکننده نهایی دارد. بدون سیاستگذاری هوشمندانه و حمایتهای هدفمند، این روند منجر به افزایش هزینه تولید، رشد قیمتها و تشدید رکود اقتصادی می شود.
مدیریت صحیح این تحول نیازمند تعادل میان قیمت واقعی انرژی و حفظ توان رقابتی صنایع مادر است؛ تعادلی که نقش کلیدی در آینده صنعت فولاد و اقتصاد کشور ایفا خواهد کرد.



