از پرونده هستهای تا منافع مشترک نفت و گاز
چشمانداز کلی مذاکرات ژنو
با اعلام برگزاری دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو از سوی مجید تختروانچی، بار دیگر پرونده هستهای ایران به کانون تحولات دیپلماتیک بازگشته است. این مذاکرات که پس از گفتوگوهای غیرمستقیم در عمان، در شرایطی انجام میگیرد. که فضای منطقهای با تهدیدهای نظامی، افزایش حضور نیروهای آمریکایی و فشارهای تحریمی همراه است.
از سوی دیگر، مواضع اعلامی دونالد ترامپ درباره احتمال اقدام نظامی در صورت شکست مذاکرات، سایهای از تهدید را بر روند دیپلماسی انداخته است. با این حال، هر دو طرف از «مثبت بودن» فضای گفتوگو سخن گفتهاند؛ هرچند قضاوت نهایی را زودهنگام میدانند.
محورهای اصلی اختلاف و مذاکره
غنیسازی اورانیوم و ذخایر ۶۰ درصدی
مهمترین محور مذاکرات همچنان برنامه هستهای ایران است. تهران اعلام کرده آماده گفتوگو درباره سطح غنیسازی، رقیقسازی اورانیوم ۶۰ درصدی و حتی برخی محدودیتهاست، مشروط بر آنکه تحریمها بهطور ملموس کاهش یابد.
با این حال، ایران «غنیسازی صفر» را خط قرمز خود دانسته و آن را مغایر حقوقش در چارچوب معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) تلقی میکند. این در حالی است که برخی جریانها در آمریکا و اسرائیل خواهان برچیده شدن کامل زیرساخت غنیسازی هستند.
رفع تحریمها
به گفته تختروانچی، «توپ در زمین آمریکاست». از نگاه تهران، هرگونه توافق باید به کاهش واقعی و قابل راستیآزمایی تحریمها منجر شود. تجربه خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ باعث شده ایران نسبت به تضمینهای اجرایی حساسیت ویژهای داشته باشد.
موضوعات خارج از پرونده هستهای
ایران تأکید کرده مذاکرات باید صرفاً بر پرونده هستهای متمرکز باشد و حاضر به گفتوگو درباره برنامه موشکی یا سیاستهای منطقهای خود نیست. این موضوع یکی از نقاط اصلی اختلاف با اسرائیل و برخی جریانهای سیاسی در واشنگتن است.
منافع مشترک نفت و گاز؛ کارت اقتصادی ایران در مذاکرات
بازتعریف توافق بر اساس منافع اقتصادی مشترک
بر اساس گزارش رویترز، ایران تلاش کرده عنصر «منافع اقتصادی مشترک» را وارد چارچوب مذاکرات کند. پیشنهادهایی همچون:
- سرمایهگذاری مشترک در میادین نفت و گاز
- توسعه میادین مشترک انرژی
- همکاری در بخش معدن
- خرید هواپیماهای مسافربری
این پیشنهادها با هدف ایجاد ذینفع اقتصادی در آمریکا مطرح شدهاند؛ به این معنا که اگر شرکتها و بخش خصوصی آمریکا از توافق منتفع شوند، احتمال خروج مجدد واشنگتن از توافق کاهش مییابد.
اهمیت ژئوپلیتیکی انرژی
ایران با در اختیار داشتن یکی از بزرگترین ذخایر گاز جهان (بهویژه میدان پارس جنوبی) و منابع عظیم نفتی، بازیگری کلیدی در بازار جهانی انرژی است. در شرایطی که امنیت انرژی برای اقتصادهای غربی اهمیت فزایندهای یافته، بازگشت نفت ایران به بازار میتواند:
- به کاهش فشار بر قیمت جهانی انرژی کمک کند.
- وابستگی برخی بازارها به منابع محدود دیگر را کاهش دهد.
- فرصتهای سرمایهگذاری برای شرکتهای بینالمللی ایجاد کند.
برای آمریکا نیز، در صورت مشارکت شرکتهای انرژی این کشور در پروژههای بالادستی ایران، منافع اقتصادی مستقیم شکل خواهد گرفت؛ موضوعی که در توافق ۲۰۱۵ چندان محقق نشد.
قیمت روز طلای 18 عیاربه تومان 18,963,700 تومان [27-بهمن-1404]
قیمت روز طلای 24 عیاربه تومان 25,282,400 تومان [27-بهمن-1404]
تحلیل دیدگاه جان مرشایمر درباره مذاکرات ایران و آمریکا
John Mearsheimer و واقعگرایی تهاجمی
جان مرشایمر، نظریهپرداز برجسته مکتب «رئالیسم تهاجمی»، معتقد است که هیچ راهحل نظامی مؤثری برای حل اختلاف ایران و آمریکا وجود ندارد. از نگاه او:
- جنگ با ایران نه سریع خواهد بود و نه کمهزینه
- آمریکا فاقد راهبرد مشخص برای پیروزی قاطع در چنین درگیریای است
- یک جنگ طولانی به ضرر منافع داخلی آمریکا تمام می شود
او معتقد است تنها راهحل، ارائه نسخهای اصلاحشده از برجام و تمرکز صرف بر مسئله هستهای است.
اختلاف اسرائیل و آمریکا از نگاه مرشایمر
مرشایمر بر این باور است که اسرائیل خواهان گسترش دامنه مذاکرات به سه محور است:
- توقف کامل غنیسازی
- مهار برنامه موشکهای بالستیک
- پایان حمایت ایران از گروههای منطقهای
در حالی که به گفته او، دولت ترامپ تمایل دارد که تمرکز مذاکرات را صرفاً بر موضوع هستهای نگه دارد. از نگاه مرشایمر، پذیرش سطحی از غنیسازی توسط آمریکا، برای اسرائیل «غیرقابل قبول» خواهد بود.
سناریوی جنگ؛ تهدید یا اهرم فشار؟
افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه و تهدیدهای لفظی، بخشی از فضای مذاکرات است. با این حال، مرشایمر احتمال اقدام نظامی گسترده را پایین میداند و معتقد است که:
- افکار عمومی آمریکا تمایل اندکی به جنگی تازه دارند.
- درگیری گسترده به بیثباتی کل منطقه منجر می شود
- ایران نیز تهدید کرده پایگاههای آمریکا را اهداف مشروع تلقی خواهد کرد.
در نتیجه، تهدید نظامی بیشتر بهعنوان اهرم فشار در مذاکرات عمل نموده و از توان عملیاتی پایینی برخوردار است.
جمعبندی: دیپلماسی در برابر تقابل
دور دوم مذاکرات ژنو را میتوان تلاشی برای یافتن «نقطه تعادل» میان سه عنصر اصلی دانست:
- حفظ حق غنیسازی برای ایران
- رفع مؤثر تحریمها
- ایجاد منافع اقتصادی مشترک برای جلوگیری از فروپاشی دوباره توافق
اگر عنصر «منافع مشترک نفت و گاز» بهدرستی در قالبی عملیاتی تعریف شود، بعنوان ستون اقتصادی توافق احتمالی عمل می کند؛ ستونی که برخلاف تجربه گذشته، آمریکا را نیز به ذینفع مستقیم تبدیل می کند.
در نهایت، همانگونه که مرشایمر تأکید میکند، راهحل این بحران نه در میدان جنگ، بلکه در سازوکارهای سیاسی و موازنه منافع نهفته است. ژنو بعنوان نقطه آغاز بازتعریف این موازنه است. البته اگر اراده سیاسی در هر دو سوی میز مذاکره وجود داشته باشد.



